در رثای ستاره بی ادعای فوتبال خراسان ، سید کاظم غیاثیان به قلم جبار قوچان نژاد


غیاثیان ورزشکار و مربی بی ادعا بود و هر وقت فوتبال خراسان در جایی درگیر چالش می شد به میدان می آمد ، همواره در خدمت ورزش بود، هرگاه به او نیاز بود دست ورزش را می گرفت و خیلی از مشکلات را بویژه در فوتبال را با جایگاهی که داشت حل و فصل می کرد. سال هاست کاظم غیاثیان را می شناسم ، خانواده ما بیشتر از این که یک خانواده والیبالی باشد یک جمع فوتبالی است و به همین واسطه غیاثیان را از سال های دور می شناختم، با تمامی برادرانم ارتباط نزدیکی داشت بخصوص با دو برادر بزرگترم رفاقتی صمیمی و دیرینه داشت ، مدتی هم در باشگاهی که در سه راه راهنمایی مشهد فعالیت می کرد با او بودم .  با خودم هم رابطه نزدیکی داشت، یک فوتبالیست خاکی و افتاده بود و متانت و بزرگواری اش زبانزد همه ورزشکاران و ورزش دوستان و متین و بی ادعا بود....

این حرف ها را نه به خاطر از دست دادنش می گویم بلکه هر کسی که کاظم را می شناخت این خصوصیات را در وجود او می دید.

غیاثیان ورزشکار و مربی بی ادعا بود و  هر وقت فوتبال خراسان در جایی درگیر چالش می شد به میدان می آمد ، همواره در خدمت ورزش بود، هرگاه به او نیاز بود دست ورزش را می گرفت و خیلی از مشکلات را  بویژه در فوتبال را با جایگاهی که داشت حل و فصل می کرد.

معتقدم ورزش استان خراسان رضوی مهره ارزشمندی را از دست داد که جای خالی اش به راحتی پر نخواهد شد.

متاسفیم که در این سن درگذشت ، غیاثیان سرشار از تجربه های ورزشی و فوتبالی بود و هنوز می توانست  تجربه های خودرا در اختیار جوانان ما بگذارد ولی این اتفاق نیفتاد.

تا روزهای آخری که با او بودم علیرغم بیماری که داشت همیشه انسانی سرزنده و شاد بود ، اگرچه دوست داشت مسوولان و بخصوص دوستانش بیشتر از این ها به او سر بزند ولی واقعا هیچ گله ای از کسی نداشت آزرده بود ولی کسی نبود که حرفی و ادعایی و توقعی داشته باشد ،دلش رنجیده بود که چرا برخی سراغش را نمی گیرند ولی این خصوصیت هر انسانی است که وقتی به این حال می افتد دوست دارد بیشتر دوستان و آشنایان سراغش را بگیرند.

این یک سخن کلیشه ای است ولی باز هم همچون همیشه امیدوارم قدر ورزشکاران را تا زمانی که  زنده هستند بیشتر بدانیم.

و سخن آخر تسلیت به خانواده غیاثیان عزیز و جامعه ورزش استان برای از دست دادن این ستاره بی ادعا...



غیاثیان ورزشکار و مربی بی ادعا بود و هر وقت فوتبال خراسان در جایی درگیر چالش می شد به میدان می آمد ، همواره در خدمت ورزش بود، هرگاه به او نیاز بود دست ورزش را می گرفت و خیلی از مشکلات را بویژه در فوتبال را با جایگاهی که داشت حل و فصل می کرد.


  
  
 
سال هاست کاظم غیاثیان را می شناسم ، خانواده ما بیشتر از این که یک خانواده والیبالی باشد یک جمع فوتبالی است و به همین واسطه غیاثیان را از سال های دور می شناختم، با تمامی برادرانم ارتباط نزدیکی داشت بخصوص با دو برادر بزرگترم رفاقتی صمیمی و دیرینه داشت ، مدتی هم در باشگاهی که در سه راه راهنمایی مشهد فعالیت می کرد با او بودم .

 با خودم هم رابطه نزدیکی داشت، یک فوتبالیست خاکی و افتاده بود و متانت و بزرگواری اش زبانزد همه ورزشکاران و ورزش دوستان و متین و بی ادعا بود.

  این حرف ها را نه به خاطر از دست دادنش می گویم بلکه هر کسی که کاظم را می شناخت این خصوصیات را در وجود او می دید.

غیاثیان ورزشکار و مربی بی ادعا بود و  هر وقت فوتبال خراسان در جایی درگیر چالش می شد به میدان می آمد ، همواره در خدمت ورزش بود، هرگاه به او نیاز بود دست ورزش را می گرفت و خیلی از مشکلات را  بویژه در فوتبال را با جایگاهی که داشت حل و فصل می کرد.

معتقدم ورزش استان خراسان رضوی مهره ارزشمندی را از دست داد که جای خالی اش به راحتی پر نخواهد شد.

متاسفیم که در این سن درگذشت ، غیاثیان سرشار از تجربه های ورزشی و فوتبالی بود و هنوز می توانست  تجربه های خودرا در اختیار جوانان ما بگذارد ولی این اتفاق نیفتاد.

تا روزهای آخری که با او بودم علیرغم بیماری که داشت همیشه انسانی سرزنده و شاد بود ، اگرچه دوست داشت مسوولان و بخصوص دوستانش بیشتر از این ها به او سر بزند ولی واقعا هیچ گله ای از کسی نداشت آزرده بود ولی کسی نبود که حرفی و ادعایی و توقعی داشته باشد ،دلش رنجیده بود که چرا برخی سراغش را نمی گیرند ولی این خصوصیت هر انسانی است که وقتی به این حال می افتد دوست دارد بیشتر دوستان و آشنایان سراغش را بگیرند.

این یک سخن کلیشه ای است ولی باز هم همچون همیشه امیدوارم قدر ورزشکاران را تا زمانی که  زنده هستند بیشتر بدانیم.

و سخن آخر تسلیت به خانواده غیاثیان عزیز و جامعه ورزش استان برای از دست دادن این ستاره بی ادعا...